باربندی کردن
مترادفها
بارگیری کردن، بستهبندی کردن
متضادها
تخلیه کردن
لغت نامه دهخدا
باربندی کردن. [ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بارها را آماده برای حمل و نقل کردن. || در تداول عوام، پرخوری کردن.
فرهنگ فارسی
بار ها را آماده حمل کردن
جمله سازی با باربندی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیم عملیاتی در بندر، تمام تلاش خود را به کار بست تا فرآیند باربندی کردن کانتینرهای بزرگ را با کمترین میزان زمان ممکن و دقت بالا انجام دهد.
💡 برای جلوگیری از آسیب دیدن اشیاء ظریف و شکستنی، باید در هنگام باربندی کردن وسایل به داخل خودرو، از بستهبندیهای محافظ و بسیار مناسب استفاده کرد.
💡 کارشناسان لجستیک دستورالعملهای دقیقی را برای باربندی کردن محصولات شیمیایی ارائه کردند تا از بروز هرگونه حادثه ناگوار در طول مسیر حمل و نقل جلوگیری شود.