ایینه ورزان

لغت نامه دهخدا

( آیینه ورزان ) آیینه ورزان. [ ن َ وَ ] ( اِخ ) نام قریه ای بزرگ بدماوند، کنار راه طهران به فیروزکوه، میان گلیارد و جابون در 79400 گزی طهران.

فرهنگ فارسی

( آیینه ورزان ) نام قریه بزرگ بدماوند کنار راه طهران بفیروزکوه

جمله سازی با ایینه ورزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در داستان‌های اساطیری کهن، ایینه ورزان با دقت و ظرافت تمام، نور خورشید را به سمت پادشاه بازتاب می‌دادند تا مسیر حرکت او همواره روشن بماند.

💡 آن گروه از ایینه ورزان در مراسم تشریفات سلطنتی، با پوشش‌های بسیار فاخر و حرکات هماهنگ، جلوه‌ای بسیار باشکوه به فضای سالن اصلی قصر می‌بخشیدند.

💡 شاعر با توصیف ایینه ورزان، به کسانی اشاره کرده است که حقیقت را بدون هیچ‌گونه تغییر یا تحریف، به صورت مستقیم به پیشگاه حقیقت بازمی‌تابانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران