ایتخاذ

مترادف‌ها

اختیار کردن، گرفتن، برگزیدن

متضادها

رها کردن، واگذاردن

لغت نامه دهخدا

ایتخاذ. [ ت ِ ] ( ع مص ) ائتخاذ. گرفتن بعض ایشان بعض را در جنگ. ( منتهی الارب ). گرفتن در جنگ کسی را. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران