اهاردن
لغت نامه دهخدا
( آهاردن ) آهاردن. [ دَ ] ( مص ) آهار زدن. آهار کردن.
فرهنگ معین
( آهاردن ) (دَ ) (مص م. ) آهار زدن. آهار کردن.
فرهنگ عمید
( آهاردن ) آهار مالیدن به جامه یا پارچه، آهار زدن، آهار دادن. =آهازیدن
( آهاردن ) آهاردن. [ دَ ] ( مص ) آهار زدن. آهار کردن.
( آهاردن ) (دَ ) (مص م. ) آهار زدن. آهار کردن.
( آهاردن ) آهار مالیدن به جامه یا پارچه، آهار زدن، آهار دادن. =آهازیدن