اهار کردن
لغت نامه دهخدا
( آهار کردن ) آهار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آهاردن.
فرهنگ فارسی
( آهار کردن ) ( مصدر ) ( آهارد خواهد آهارد بیاهار آهارنده آهارده ) آهار زدن آهار کردن آهار مالیدن.
( آهار کردن ) آهار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آهاردن.
( آهار کردن ) ( مصدر ) ( آهارد خواهد آهارد بیاهار آهارنده آهارده ) آهار زدن آهار کردن آهار مالیدن.