انسلاب

لغت نامه دهخدا

انسلاب. [ اِ س ِ ] ( ع مص ) نیک شتاب رفتن. ( از منتهی الارب ). شتاب کردن در رفتن ( چنانکه نزدیک بود رونده از پوست خارج شود و اغلب در ناقه بکار رود ). ( از اقرب الموارد ). نیک برفتن ستور. ( مصادر زوزنی ). || گم و نیست شدن. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

نیک شتاب رفتن. شتاب کردن در رفتن. یا گم و نیست شدن.

اج یعنی چه؟
اج یعنی چه؟
هاچ یعنی چه؟
هاچ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز