اندیشانیدن
مترادفها
اندیشیدن، فکر کردن، تأمل کردن
متضادها
غافل کردن
لغت نامه دهخدا
اندیشانیدن. [ اَ دَ ] ( مص ) در خاطر آوردن. فکر و اندیشه کنانیدن. اندیشه فرمودن. ( از ناظم الاطباء ).
اندیشیدن، فکر کردن، تأمل کردن
غافل کردن
اندیشانیدن. [ اَ دَ ] ( مص ) در خاطر آوردن. فکر و اندیشه کنانیدن. اندیشه فرمودن. ( از ناظم الاطباء ).