لغت نامه دهخدا
اندلاظ. [ اِ دِ ] ( ع مص ) تدافع نمودن: اندلظ الماء اندلاظاً؛ تدافع نمود آب. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). اندلظ الماء؛ تدافعکرد آب و در لسان اندفاع است. ( از اقرب الموارد ).
اندلاظ. [ اِ دِ ] ( ع مص ) تدافع نمودن: اندلظ الماء اندلاظاً؛ تدافع نمود آب. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). اندلظ الماء؛ تدافعکرد آب و در لسان اندفاع است. ( از اقرب الموارد ).