انجامیدنی

متضادها

انجام‌نشدنی، غیرممکن

لغت نامه دهخدا

انجامیدنی. [ اَ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل انجام شدن و بپایان رسیدن.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران