انجالانیدن

لغت نامه دهخدا

انجالانیدن. [ اَ دَ ] ( مص ) پر کردن و انباشتن. || سیر کردن. || خودداری کردن در تندی و از سورت انداختن و ضبط کردن از گستاخی. || خسته و مانده شدن. || پند دادن. || تاب دادن و پیچیدن. ( ناظم الاطباء ).

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز