الهاب

لغت نامه دهخدا

الهاب. [ اِ ] ( ع مص ) برافروختن آتش. ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شعله ور کردن آتش. ( از اقرب الموارد ). || نیک دویدن اسب. ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سخت تاختن اسب چنانکه گرد برانگیزد. ( از اقرب الموارد ). || پیاپی درخشیدن برق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( از اقرب الموارد ). || تشویق و تهییج کسی بکاری: الهبه للامر؛ هیّجه له. ( از اقرب الموارد ).
الهاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ لِهْب، گشادگی میان دو کوه یا شکاف کوه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به لِهب شود.

فرهنگ فارسی

گشادگی میان دو کوه یا شکاف کوه

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز