اعممون تصویر معنی اعممون مترادفها عموها لغت نامه دهخدا اعممون. [ اَ م ُ مو ]( ع اِ ) جج ِ عَم، بمعنی برادر پدر. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط جیادات اعینات اعطیات برادر در قران پسر عم برادر ابوینی