اعاسه تصویر معنی اعاسه لغت نامه دهخدا ( اعاسة ) اعاسة. [ اِ س َ ] ( ع مص ) خشک گردیدن کشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گیاه تر در کشتزار نبودن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). کلمات مرتبط خشک گیاه اهیاج اصحیرار یبیس کسم حزوز