لغت نامه دهخدا
اضطفان. [ اِ طِ ] ( ع مص ) از پای خود دنباله ٔخود را زدن، یقال: اضطفن؛ ای ضرب بقدمه مؤخر نفسه.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پشت پای خود به نشستن گاه کسی فازدن. ( زوزنی ).
اضطفان. [ اِ طِ ] ( ع مص ) از پای خود دنباله ٔخود را زدن، یقال: اضطفن؛ ای ضرب بقدمه مؤخر نفسه.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پشت پای خود به نشستن گاه کسی فازدن. ( زوزنی ).