لغت نامه دهخدا
اضاحی. [ اَ حی ی ] ( ع اِ ) ج ِ اضحیة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ اضحیة و آن گوسپندی است که برای قربانی تهیه کنند. ( از اقرب الموارد ). قربانیها. و رجوع به اضحیة شود.
اضاحی. [ اَ حی ی ] ( ع اِ ) ج ِ اضحیة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ اضحیة و آن گوسپندی است که برای قربانی تهیه کنند. ( از اقرب الموارد ). قربانیها. و رجوع به اضحیة شود.
جمع اضحیه
جمع اضیحه و آن گوسپندی است که برای قربانی تهیه کنند. قربانیها.