اشتراف
لغت نامه دهخدا
اشتراف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بر پای خاستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بلند شدن. ( زوزنی ). || ( اِ ) جریمه. جزای نقدی. تاوان.
جمله سازی با اشتراف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در تحلیلهای حقوقی پیشرفته و پیچیده، اشتراف بین دو قانون مختلف میتواند باعث ایجاد تداخل در اجرای احکام و پیچیدگی در تصمیمگیریهای قضایی شود.
💡 نویسندگان گاهی با ایجاد اشتراف بین شخصیتهای داستان خود، سعی میکنند پیامهای نمادین و مفهومی بسیار عمیقتری را به مخاطبان داستان خود منتقل کنند.
💡 وجود اشتراف میان مفاهیم فلسفی شرق و غرب، زمینهساز گفتگوهای علمی و فرهنگی بسیار مهمی در دوران معاصر میان دانشمندان دو منطقه شده است.