لغت نامه دهخدا
اسلنقاع. [ اِ ل ِ ] ( ع مص ) اسلنقاع برق؛ منتشر و پراکنده شدن آن: اسلنقع البرق. || اسلنقاع حصی؛ گرم شدن سنگریزه ها از تابش آفتاب. ( منتهی الارب ).
اسلنقاع. [ اِ ل ِ ] ( ع مص ) اسلنقاع برق؛ منتشر و پراکنده شدن آن: اسلنقع البرق. || اسلنقاع حصی؛ گرم شدن سنگریزه ها از تابش آفتاب. ( منتهی الارب ).