استنظار
مترادفها
درخواست نظر، بازنگری
لغت نامه دهخدا
استنظار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مهلت خواستن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). استمهال.
درخواست نظر، بازنگری
استنظار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مهلت خواستن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). استمهال.