استفراک
مترادفها
استفراغ، بالا آوردن، تهوع
متضادها
بلعیدن
لغت نامه دهخدا
استفراک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فربه و سخت گردیدن دانه در خوشه. ( منتهی الارب ). فربه و سخت شدن دانه در سنبله.
استفراغ، بالا آوردن، تهوع
بلعیدن
استفراک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فربه و سخت گردیدن دانه در خوشه. ( منتهی الارب ). فربه و سخت شدن دانه در سنبله.