استغیال

لغت نامه دهخدا

استغیال. [ اِ ت ِغ ْ ] ( ع مص ) گوالیدن و بهم درپیچیدن درخت: استغیل الشجر. ( منتهی الارب ). || غیل خورانیدن بچه: استغیلت المراءة؛ غیل خورانید زن بچه را. ( منتهی الارب ). || با زن مرضع گرد آمدن. گرد آمدن خواستن با بچه شیرده. ( از منتهی الارب ).