اختصاء
مترادفها
اخته کردن، عقیم کردن، خصی کردن
لغت نامه دهخدا
اختصاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خویشتن را خصی کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). خصی کردن خود را. خایه کشیدن.
جمله سازی با اختصاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون تاریخی باستان، گاهی از فرآیند اختصاء برای کنترل جمعیت یا در مسائلی مربوط به سلسلههای سلطنتی و انتخاب جانشین استفاده میشد.
💡 مطالعات زیستشناسی گاهی به بررسی اثرات اختصاء بر تغییرات هورمونی و رفتاری در گونههای مختلف جانوری در محیطهای آزمایشگاهی میپردازد.
💡 برخی از متون پزشکی قدیمی، روشهای مختلف مربوط به اختصاء را با جزئیات بسیار زیادی برای پزشکان آن دوران شرح دادهاند.