احفاش
مترادفها
نوادگان، فرزندان، نسلها
متضادها
اجدادش
لغت نامه دهخدا
احفاش. [ اِ ] ( ع مص ) شتابانیدن.
احفاش. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حِفش. || احفاش ُالبیت؛ قماش خانه و متاع فرومایه آن. خرت و پرت. || احفاش الارض؛ سوسمارهای زمین. خارپشتهای آن. ( منتهی الارب ).