لغت نامه دهخدا
ابوعذر. [ اَ ع ُ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) ابوعذرزنی؛ آنکه دوشیزگی او برداشت. ( المزهر ). دوشیزگی برنده. ابوعذرالمراءة؛ آنکه دوشیزگی او بگرفت. نخستین مرد که با دوشیزه ای آرمد. || مبتکر امری.
ابوعذر. [ اَ ع ُ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) ابوعذرزنی؛ آنکه دوشیزگی او برداشت. ( المزهر ). دوشیزگی برنده. ابوعذرالمراءة؛ آنکه دوشیزگی او بگرفت. نخستین مرد که با دوشیزه ای آرمد. || مبتکر امری.