ابغاء
لغت نامه دهخدا
ابغاء. [ اِ ] ( ع مص ) بر طلب چیزی داشتن کسی را. یاری دادن بر جُستن چیزی. ( زوزنی ). || سرکش و نافرمان و طاغی کردن ِ چیزی مانند مال و جاه کسی را.
جمله سازی با ابغاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دادگاه پس از بررسی دقیق تمامی مستندات و مدارک ارائه شده توسط وکلای مدافع، حکم به ابغاء قرارداد مورد اختلاف صادر نمود تا حقوق قانونی متضرران کاملاً حفظ گردد.
💡 در فرآیند اداری پیچیده، ابغاء تصمیمات نادرست مدیران ارشد میتواند منجر به بازسازی اعتماد کارکنان نسبت به ساختارهای تصمیمگیری در سازمانهای بزرگ و بسیار حساس شود.
💡 حقوقدانان معتقدند که ابغاء عقد نکاح در صورت بروز شرایط خاص و قانونی، تنها راه حل ممکن برای جلوگیری از تداوم اختلافات خانوادگی و آسیبهای اجتماعی است.