ابتئاس
مترادفها
شادمانی، مسرت، سرور، خوشحالی
لغت نامه دهخدا
ابتئاس. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نالیدن و اندوهگن شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || سخت شدن جنگ.
شادمانی، مسرت، سرور، خوشحالی
ابتئاس. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نالیدن و اندوهگن شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || سخت شدن جنگ.