بستد

واژه «بستد» در زبان فارسی به معنای «گرفت» یا «برداشت» است و از ریشه «ستان» مشتق شده است. این واژه معمولاً در جملات و عبارات به کار می‌رود که به معنای عمل گرفتن یا به دست آوردن چیزی اشاره دارد.

کلمه بستد در حکایت زیرکی از جوامع الحکایات اثر محمد عوفی به همین معنی به کار رفته است، که این حکایت به شرح زیر است:

مردی مقداری زر داشت و چون به کسی اعتماد نداشت، آن را بِبُرد و زیر درختی دفن کرد. بعد از مدتی بیامد و زر طلبید، باز نیافت و با هرکس که گفت، هیچ کس درمان ندانست. او را به حاکم نشان دادند. پس نزد او رفت  و چگونگی را بیان کرد.

حاکم فرمود: «تو باز گرد که من فردا زر تو حاصل کنم!».

آن گاه، حاکم طبیب را نزد خود خواند و گفت: « ریشه‌ی فلان درخت، چه دردی را درمان می‌کند؟»

گفت: « فلان درد را».

حاکم از جمله‌ی طبیبان شهر بپرسید که «در این روزها چه کسی از فلان درد، شکایت کرد و شما او را به فلان درخت، اشارت کردید؟»

یکی گفت: «یک ماه پیش، مردی بیامد و از آن درد شکایت کرد. من او را به آن درخت، اشارت کردم».

پس، حاکم فرستاد و آن مرد را طلبید و به نرمی و درشتی زر را بستد و به صاحب زر، باز داد!

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
خواجه یعنی چه؟
خواجه یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز