لغت نامه دهخدا
قیزه بندی. [ ق َ زَ / زِ ب َ ] ( حامص مرکب ) بستن پارچه بر عورت و بند کردن سر دیگر آن بطرف سرین در کمر و قیزه بند را لنگوته بند نیز گویند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).
قیزه بندی. [ ق َ زَ / زِ ب َ ] ( حامص مرکب ) بستن پارچه بر عورت و بند کردن سر دیگر آن بطرف سرین در کمر و قیزه بند را لنگوته بند نیز گویند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).
( ~. بَ ) [ هند - فا. ] (حامص. ) بستن پارچه بر عورت و بند کردن سر دیگر آن به طرف سرین در کمر.
بستن پارچه بر عورت و بند کردن سر دیگر آن بطرف سرین در کمر.
بستن پارچه بر عورت و بند کردن سر دیگر آن به طرف سرین در کمر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا هست طمع بدان که اندر بندی رستی تو چو دندان طمع برکندی
💡 نقش غیری خیال اگر بندی آن خیالت به نزد ما هیچست
💡 عشق او عطار را شوریده کرد کیست کین شوریده را بندی کند
💡 دلی نباخته باشی به آشنایی خویش زچهره بندی آیینه اینچنین پیداست