سنگی سار

لغت نامه دهخدا

سنگی سار. [ س َ ] ( اِ مرکب ) نام مرغی است هندی و حبشی. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی، یادداشت بخط مؤلف ):
آسمان از ستاره نیم شبان
بچه ماند به پشت سنگی سار.کسایی.رجوع به سنگین سار شود.

فرهنگ فارسی

نام مرغی است هندی و حبشی

جمله سازی با سنگی سار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرمیت را دزدد و سردی دهد همچو آن کو زیر کون سنگی نهد

💡 از آن روز بگذشته بس سالها بجا مانده آن شیر سنگی بجا

💡 از حوادث هر که را سنگی به مینا می خورد از دل خونگرم ما آواز می آید برون

💡 یکی سنگی فتاده بر لب جو تو قدر آب پنهانرا چه دانی

💡 چو سنگی سختش آخر کارگر شد دلش ازدرد آن زیر و زبر شد

💡 طمع گستاخ شد بانگی بر او زن هوس را نیز سنگی در سبو زن

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز