لغت نامه دهخدا
اشیل خاتون. [ ] ( اِخ ) اشل خاتون. دختر امیرقنیمور بود که غازان خان در یوزاقاچ او را بسال 695 هَ. ق. بزنی گرفت... رجوع به تاریخ غازان صص 38 - 40 و 103 شود.
اشیل خاتون. [ ] ( اِخ ) اشل خاتون. دختر امیرقنیمور بود که غازان خان در یوزاقاچ او را بسال 695 هَ. ق. بزنی گرفت... رجوع به تاریخ غازان صص 38 - 40 و 103 شود.
یا اشل خاتون دختر امیر قنیمور بود که غازان خان در یوزا قاچ او را بسال ۶۹۵ بزنی گرفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دُری کان از صدف آمد به صد ناز به دریا افکند خاتون بسر باز