لغت نامه دهخدا
قاسمی حلاق.[ س ِ ی ِ ح َل ْ لا ] ( اِخ ) رجوع به قاسمی دمشقی شود.
قاسمی حلاق.[ س ِ ی ِ ح َل ْ لا ] ( اِخ ) رجوع به قاسمی دمشقی شود.
رجوع به قاسمی دمشقی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قاسمی را ز غم عشق برون آوردی بنده رای توام، هرچه که باشد فرمان
💡 قاسمی را غرض اینست که در ملک وجود خویشتن را بشناسی، که توئی لب لباب
💡 همیشه، قاسمی، ذرات مستند ز حد لامکان تا کن فکان مست
💡 قاسمی چون ز می عشق تو شد مست و خراب کمترین جرعه او لجه دریا آمد
💡 آن تمنای جهان عاشق توقیع تو شد قاسمی، نیک بتمکین و وقار آمده ای
💡 قاسمی بوی تو بشنود، دل از دست بداد بانگ بلبل همه از شوق گل و یاسمنست