موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی شبهجزیره عربستان، بهویژه منطقه مکه، تأثیر بسزایی در شکلگیری شیوه معیشت و فعالیت اقتصادی ساکنان آن داشته است. فقدان منابع آب کافی و نامناسب بودن خاک برای کشاورزی، سبب شده بود زمینهای این سرزمین قابلیت کشت نداشته و در زمره مناطق غیرقابل زرع قرار گیرد. این واقعیت در آیات قرآن کریم نیز بازتاب یافته است؛ آنجا که حضرت ابراهیم(ع) در دعای خود اشاره میکند: «رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ». تعبیر «غَیْرِ ذِی زَرْعٍ» نهتنها بر نبود کشاورزی در آن زمان دلالت دارد، بلکه بر عدم استعداد ذاتی زمین برای رویش گیاهان نیز تأکید میکند و نشان میدهد این منطقه فاقد شرایط لازم برای کشت و زرع بوده است.
در چنین شرایطی، ساکنان مکه ناگزیر بودند برای تأمین مایحتاج زندگی، به فعالیتهای اقتصادی جایگزین روی آورند. از اینرو، تجارت بهعنوان شغل اصلی و منبع درآمد اهالی این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. آنان کالاهای مورد نیاز خود را از مناطق دیگر وارد میکردند و از طریق داد و ستد، اقتصاد محلی را رونق میبخشیدند. در این میان، خاندان قریش و شخصیتهای برجستهای مانند هاشم بن عبدمناف نقش محوری در توسعه و ساماندهی راههای تجاری و تقویت مناسبات بازرگانی مکه با دیگر مناطق ایفا کردند.
بدین ترتیب، جغرافیا و شرایط طبیعی بهعنوان عاملی تعیینکننده، نهتنها بر اقتصاد، که بر تاریخ، فرهنگ و سبک زندگی ساکنان شبهجزیره عربستان تأثیر نهاده است. در نبود زمین حاصلخیز و منابع آب، تجارت به ستون فقرات اقتصاد مکه تبدیل شد و زمینهساز ظهور آن بهعنوان کانونی مهم در شبکه بازرگانی منطقه گردید. این تحول، بستر مناسبی برای رشد اجتماعی و سیاسی قریش فراهم آورد و موقعیت مکه را بهعنوان مرکزی تأثیرگذار در عربستان پیش از اسلام تثبیت کرد.