معموره شدن

لغت نامه دهخدا

معموره شدن. [ م َ رَ / رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) معمور شدن. آباد شدن:
بر خرابی صبر کن کز انقلاب روزگار
دشتها معموره و معموره ها صحرا شود.صائب.و رجوع به معمور شدن شود.

فرهنگ فارسی

معمور شدن آباد شدن

جمله سازی با معموره شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس، از مردى از ايشان، حمارى به سه درهم كرايه كردم از براى قطع آن مسافت غيرمعموره و چون به قريه هاى معموره رسيدم، پياده راه مى رفتم از قريه اى به قريهديگر به اختيار خود تا آنكه به اول آن اماكن رسيدم.

💡 بس که از معموره کلفت همچو مجنون برده‌ام از برای خاطر من خاک در صحرا تل است

💡 مطلب ديگر، راجع به تصوير دنيا از نظر انسان است. آن ديد ظريف و مو شكاف به سبكهندى شعر صائب خيلى قيمت دارد و شما وقتى يك بيت از آن را بخوانيددل ها را منقلب مى كنيد. مثل: ((از رباط تن چو بگذشتى دگر معموره نيست )). اين سفرىكه در دنيا سير مى كنيم، آخرين رباط ما است، آخرين كاروانسراى ما است.

💡 کسی کز وادی عقل و جنون بیرون کشد خود را نه در معموره می خندد، نه در ویرانه می گرید

💡 دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنید چینی مو دار ما را بر سر مجنون زنید

💡 اين بدخواهان چه مى گويند؟ اسلامى كه چندين قرن بر نيمى از معموره دنيا حكومت كردهبود و كمتر از نيم قرن بر حكومت هاى كفر ستم چيره شد، اكنون چطور از اداره كشورهاعاجز است ؟...

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز