لغت نامه دهخدا
جام حیدری. [ م ِ ح َ / ح ِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رطل گران. جام یک منی. جام ده منی:
کیست نیاز من کند یک دو سه جام حیدری
تا بنمایم ای صنم آینه سکندری.ناصرعلی ( از آنندراج ).رجوع به جام یک منی و جام ده منی شود.
جام حیدری. [ م ِ ح َ / ح ِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رطل گران. جام یک منی. جام ده منی:
کیست نیاز من کند یک دو سه جام حیدری
تا بنمایم ای صنم آینه سکندری.ناصرعلی ( از آنندراج ).رجوع به جام یک منی و جام ده منی شود.
رطل گران جام یک منی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر قافله ئی سخت کوش و پیهم کوش که در قبیلهٔ ما حیدری ز کراری است
💡 تکلّم کردنش را هر که دیدی فاش می گفتی لسان حیدری گویا که در طیّ لسان دارد
💡 همسر خالد حیدری در خاطرات خود در مورد این سانحه میگوید:
💡 هر که خواهد فر احمد با شکوه حیدری این کرامت را در او بیند وزو جویا شود
💡 چون تویی باید تا نظم پذیرد گیتی حیدری باید تا فتح نماید خیبر