جام ده منی

لغت نامه دهخدا

جام ده منی. [ م ِ دَهَْ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رطل گران:
دمه گذشت و بجز جام ده منی نکشیم
می از لب خم و نقل از لب نگار چشیم.حسن دهلوی ( از آنندراج ).جام حیدری. جام یکمنی. ( آنندراج ). رجوع به جام حیدری و جام یکمنی شود.

فرهنگ فارسی

رطل گران

جمله سازی با جام ده منی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر سراسر نیست دردی در فکن نیم مستان را پیاپی جام ده

💡 راز دل خم به پیش جام دهان باز گفت صراحی ازان فتاد در افواه

💡 پس بکن اندر قدح از آن به جام ده به من از صبح از آن تا به شام

💡 اهلی ایمن نشود از تو گرش جام دهی کاین شراب آن دم آبی است که قصاب دهد

💡 رطل و جام ده هی به کام ده هی به روز ده هی به شام ده

💡 زینطرف جام دهی زانطرفم بوس و لبم در میان لب جان‌پرور خود بنشانی

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز