لغت نامه دهخدا
گچ کوب. [گ َ ] ( نف مرکب ) کوبنده گچ. مردی که گچ نخاله کوبد.آنکه گچ کوبد. و رجوع به گج کوب شود. || ( اِ مرکب ) قسمی تخماق برای کوفتن نخاله گچ. تخماق که با آن کچ کوبند. آلتی وزین و درشت بر دسته استوار کرده که با آن گچ کوبند.
گچ کوب. [گ َ ] ( نف مرکب ) کوبنده گچ. مردی که گچ نخاله کوبد.آنکه گچ کوبد. و رجوع به گج کوب شود. || ( اِ مرکب ) قسمی تخماق برای کوفتن نخاله گچ. تخماق که با آن کچ کوبند. آلتی وزین و درشت بر دسته استوار کرده که با آن گچ کوبند.
۱ - ( صفت ) کسی که گچ نخاله کوبد کوبند. گچ. ۲ - ( اسم ) قسمی تخماق که با آن گچ کوبند و آن آلتی است و زین و درشت دارای دسته. ۳ - از حرکات زمینی در ورزش ژیمناستیک و آن نیم پشتکی است که پاها در هنگام فرود آمدن بسته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوده ام من حلبی شیشه لعل صهبا پای کوبان بکجا بر سر سندان رفتم
💡 پس از تغییر شورای شهر و دولت، در شهریور همان سال این تصمیم قطعی و کوچههایی که بنام استادان ادبیات کودکان نامگذاری شده بود پلاک کوبی شد.
💡 کرده اند از بهر رقص از سر نشاطی در سماع وز دو کون افشانده دست این پای کوبان فارغند
💡 چنان گرم که کوب سرکش براند که در پویه گردون ازو باز ماند
💡 همچنین کوبی کساتوریانو با Eyal Ben Or نیز گروهی دیگر به نام Iceman را تشکیل داد. همچنین Avi Shawartz ملقب به Holymen نیز با آهنگ بسیار معروف خود به نام کمیک استریپ که در تابستان سال ۱۹۹۸آنرا ایجاد کرد نیز به دنیای موسیقی معرفی شد.
💡 همه بام و در پرشد از مرد و زن یکی پای کوب و یکی دست زن