کورسو زدن

لغت نامه دهخدا

کورسو زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نور اندک دادن. با روشنایی ضعیف روشن کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). درخشش پرتوی است ضعیف که از راه دور یا نزدیک به چشم رسد: دیدم از دور چراغی کورسو می زند. دیشب تا صبح چراخ خانه همسایه کورسو می زد. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نور اندک دادن با روشنایی ضعیف روشن کردن.

جمله سازی با کورسو زدن

💡 در میانهٔ سال‌های جنگ و در اوج بمباران‌های تهران، روزگار با بیم و ترس می‌گذرد. اما عشق و دل‌دادگی و زندگی و امید، هراس ملموس مرگ را به فراموشی می‌سپارد؛ رفتگان در کلماتِ زندگان تکرار می‌شوند. مرگ، سؤال مطلق است و عشق، ابهام مکرر. «بمب؛ یک عاشقانه» با کورسوی امیدبخش زندگی کار دارد نه با سیاهی مطلق مرگ.

💡 متن ترانه‌هایی که برچسب سرود همجنس‌گرایان را با خود دارند، اغلب دارای مضمون‌هایی چون استقامت، مقاومت درونی، پذیرش، غرور، و اتحاد است. ده ویژگی که نویسندگان کتاب دگرباش (۲۰۰۲) برای سرودهای همجنس‌گرایان برشمردند، عبارتند از: زنان خواننده با صدای قوی، چیره شدن بر سختی‌های عشق، تو تنها نیستی، اهمیت ندادن (در میهمانی)، اعتمادبه‌نفس قوی، تمایل‌های جنسی بدون شرم، جستجو برای پذیرش، کورسوی امید، عشق برنده می‌شود، و از کسی که هستید شرمگین نباشید.