کرباس فروش
مترادفها
پارچه فروش
لغت نامه دهخدا
کرباس فروش. [ ک َ ف ُ ] ( نف مرکب ) کرباس فروشنده. آنکه کرباس را به فروش رساند. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه کرباس را بفروش رساند.
جمله سازی با کرباس فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانه شد سخت دل چو ریزه ی سنگ دام شد تنگ چشم چون کرباس
💡 زتیر چوب گزش از کناره کرباس چنان بزد که برآمد غبارش از پیکر
💡 گفتا که دو گز زمین و ده گز کرباس تو نیز همین بری، اگر صد چو منی
💡 برهنهٔ زنگی بی غم بر افسوس همی گوید: چه گردی گرد کرباس
💡 شغل عمده مردان زراعت، گلهداری و کسب. شغل زنان کرباس و گلیم و جاجیم بافی.
💡 بر قماش پوچ هستی تا بهکی وسواسها پنبهها خواهد دمید آخر ازین کرباسها
💡 در بازارهای قدیمی شهر، هر کرباس فروش با دقت بسیار زیادی پارچههای باکیفیت را برای نقاشان و هنرمندان سبک کلاسیک عرضه میکرد.
💡 یک کرباس فروش قدیمی معمولاً مجموعهای از انواع پارچههای کتان و کنفی را برای صنایع دستی مختلف در دکانه کوچک خود نگه میدارد.
💡 تاریخچه تجارت در این منطقه نشان میدهد که هر کرباس فروش نقش مهمی در تأمین مواد اولیه برای هنرمندان محلی و تولیدکنندگان پرده داشت.