چکن دوزی
مترادفها
گلدوزی
لغت نامه دهخدا
چکن دوزی. [ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) جامه و قبایی را که چکن دوخته باشند. ( از برهان ذیل چکن ). آن پارچه را که چکن دارد خوانند. ( از انجمن آرا ذیل چکن ) ( از آنندراج ذیل چکن ). جامه ای که در آن چکن دوخته باشند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چکن شود. || عمل چکن دوز. دوختن چکن بر پارچه و جامه و قبا. ابریشم دوزی روی پارچه و لباس. و رجوع به چکن و چکن دوز شود.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل چکن وز. ۲ - ( اسم ) جامه و قبایی که زرکش دوزی و بخیه دوزی شده باشد.
جامه و قبایی را. چکن دوز
جمله سازی با چکن دوزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون دلم زو چاک شد، ای پندگو، راضی نیم از رگ جان خود ار دوزی در این دل چاک را
💡 همیشه تا کند باد خزان در باغ زر دوزی همی تا ابر دیماهی نماید سیم پالائی
💡 کار تو دل فروزی، شغل تو دیده دوزی دین تو بنده سوزی، ای من غلام دینت
💡 گفت باید که رخ برافروزی سر این گور در سمش دوزی