پوسیدگی انباری

فرهنگستان زبان و ادب

{barn rot} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] پوسیدگی نرم همراه با خرابی برگ های توتون و تنباکو در محل عمل آوری آنها

ویکی واژه

پوسیدگی نرم همراه با خرابی برگ‌های توتون و تنباکو در محل عمل‌آوری آنها.

جمله سازی با پوسیدگی انباری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرانجام آن‌چنان سرطان وی پیشرفت کرد که هنگام اجرای حکم اعدام با طناب دار، هنگامی که زیر پایش را خالی کردند، سرش به دلیل پوسیدگی مهره‌های کمر تا بالا و گردن، کنده شد و از بالای حلقه طناب، به روی زمین افتاد.

💡 جویدن خمیردندان بعد یا قبل مسواک زدن منجر به این می‌شود که سطوح مستعد پوسیدگی، سطوح بین دندان‌ها و شیارهای سطح دندان را که دور از دسترس الیاف مسواک هستند، توسط فلوئورید تمیز شود.