لغت نامه دهخدا
نیکی اندوزی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل نیکی اندوز. رجوع به نیکی اندوز شود.
نیکی اندوزی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل نیکی اندوز. رجوع به نیکی اندوز شود.
عمل نیکی اندوز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو خود گفتی گرفت آن دم، به خود دنیای اندوزی تو رفتی و برفتم من هم از خود، کنج دیواری
💡 پیش فهم و ادراکت وقت دانش اندوزی عقل کل فرو برده سر بجیب نادانی
💡 چه اندوزی از جامه خوشقماش؟ برو در قماش سخن کن تلاش
💡 می دری پرده و می سوزی دل بر غمزه زکین اندوزی
💡 رخ از خاک سر کویش متاب ای صاحب مسند نسیمیوار اگر خواهی که بخت و دولت اندوزی
💡 کنون توئی که ز ایام فاضل اندوزی کنون توئی که باقبال عالم آهنگی