لغت نامه دهخدا
نمک کوب. [ ن َ م َ ] ( نف مرکب ) کوبنده و سابنده نمک. || ( اِ مرکب ) آلت و ابزار کوبیدن و نرم کردن سنگ نمک.
نمک کوب. [ ن َ م َ ] ( نف مرکب ) کوبنده و سابنده نمک. || ( اِ مرکب ) آلت و ابزار کوبیدن و نرم کردن سنگ نمک.
کوبنده و سابند. نمک ٠ یا آلت و ابزار کوبیدن و نرم کردن سنگ نمک ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد وز با نمکی راه نظر چشم تو زد