لغت نامه دهخدا
نزهت ستان. [ ن ُ هََ س ِ ] ( اِ مرکب )جای نزهت افزا. محل سرور و انبساط خاطر:
نه ایمن تر ز خرسندی جهانی است
نه به ز آسودگی نزهت ستانی است.نظامی.
نزهت ستان. [ ن ُ هََ س ِ ] ( اِ مرکب )جای نزهت افزا. محل سرور و انبساط خاطر:
نه ایمن تر ز خرسندی جهانی است
نه به ز آسودگی نزهت ستانی است.نظامی.
جای نزهت افزا محل سرور و انبساط خاطر.
💡 ای خازن فردوس بگو کز پی نزهت در خلد برین روی چنین جایگهی کو
💡 نزهت همیشه باشد ونعمت بود مدام هر شاخ اگر گل آرد و هر گل ثمر کند
💡 در نزهت و لطافت و رفعت نظیر او جائی نباشد ار بود این سبز منظرست
💡 ز شاخ دولت پیوسته بار نصرت چین به باغ عشرت همواره تخم نزهت کار
💡 هر روز خال نزهت بر روی صبح یابی هر شب شکنج شادی بر روی شام بینی
💡 گفتم که رخش چو نوبهارست بحسن کس نزهت نوبهار بی سبزه ندید