فرهنگستان زبان و ادب
{peripheral visual field} [پزشکی] سراسر میدان بینایی به استثنای ناحیه ای که با گودۀ مرکزی لکۀ زرد منطبق است متـ. میدان بینایی غیرمستقیم indirect visual field
{peripheral visual field} [پزشکی] سراسر میدان بینایی به استثنای ناحیه ای که با گودۀ مرکزی لکۀ زرد منطبق است متـ. میدان بینایی غیرمستقیم indirect visual field
سراسر میدان بینایی به استثنای ناحیهای که با گودۀ مرکزی لکۀ زرد منطبق است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بینایی چشمی که به عبرت نشود خرج از مایه حسرت، نگه بازپسینی است
💡 نسیم کاروان مصرم ای پوشیده بینایی در بیت الحزن بگشا که بوی آشنا دارم
💡 گران به سنگ ملامت شده است این مجنون فغان که نیست درین شهر طفل بینایی
💡 در صبح ازل سیر کنم شام ابد را کوته نظری پرده بینایی من نیست
💡 ای دیده به عیب خویش نابینایی چون است به عیب دیگران بینایی
💡 بیا، که بیتو دلم راحتی نمییابد بیا، که بیتو ندارد دو دیده بینایی