متصدی پایشگاه برق
مترادفها
مسئول ایستگاه برق
فرهنگستان زبان و ادب
{electrical control room operator} [حمل ونقل ریلی] فردی که مسئولیت پایشگاه برق را در یک نوبت کاری بر عهده دارد
جمله سازی با متصدی پایشگاه برق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حالی که پای کاپیتان هادوک بعد از افتادن از یک پله در مارلین اسپایک به شدت آسیب دیده، به شدت کفری شده، کاستافیوره به همراه دستیار و متصدی خود ایرما و آقای واگنر پیانیست خصوصی به مارلین اسپایک میآیند.
💡 جهاد یکی از مفاهیم دین اسلام است. واژه «جهاد» از ریشه «ج-ه-د» به معنی کوشش و مبارزه و فعالیت است. جهاد برعکس آنچه که امروزه توسط سیاستمداران مطرح میشود تنها به معنی جنگ و خونریزی نیست. بلکه در اصل به معنی کوشش و مبارزه میتواند در عرصههای گوناگون باشد. جهاد، مصادیق دیگری چون جهاد اصغر، جهاد مالی و جهاد زبانی دارد. برخی از عبادات نیز همسنگ جهاد دانسته شدهاند. متصدی امر جهاد، حکومت دینی است.
💡 متصدی پایشگاه برق موظف است تمام نوسانات ولتاژ و جریان را به دقت کنترل کند تا از آسیب رسیدن به تجهیزات حساس شبکه جلوگیری شود.
💡 در جریان تعمیرات گسترده شبکه، متصدی پایشگاه برق مسئولیت نظارت بر توزیع صحیح انرژی و حفظ پایداری سیستمهای توزیع برق منطقه را بر عهده داشت.
💡 گزارشهای دورهای که توسط متصدی پایشگاه برق تهیه میشود، نقش بسیار حیاتی در پیشگیری از قطعیهای ناگهانی برق در مناطق مسکونی ایفا میکند.