عسل الطبرزد

لغت نامه دهخدا

عسل الطبرزد. [ ع َ س َ لُطْ طَ ب َ زَ ] ( ع اِ مرکب ) شیره نبات. عسل طبرزد. رجوع به عسل طبرزد شود.

فرهنگ فارسی

شیره نبات عسل طبرزد

جمله سازی با عسل الطبرزد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صفرای من از خلق تو شد پیر و عجب نیست زیرا عسل خلق تو خالی زخل آمد

💡 در حلاوت چو عسل گشته کلامم که فراق بسکه بر شان دلم نیش زده چون زنبور

💡 اگر به تیغ زدی در حضور دوست رقیب چنان بدم به تحیر که در عسل مگسی

💡 خوشتر ز عسل مخواه و شیرینتر از او او نیز چو بنگری قی زنبورست

💡 کسی که نان و عسل خورد و قلیه دو پیاز ز آب صاف بگو پیش آن عزیز اوصاف

💡 میان بسته کلک تو بر روی کاغذ رود همچو منج عسل بر شکوفه