طاق بازیچه رنگ

لغت نامه دهخدا

طاق بازیچه رنگ. [ ق ِ چ َ / چ ِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) به معنی طاق ازرق است که آسمان باشد. ( برهان ). کنایه از فلک و آسمان. ( انجمن آرا ):
سوم روز کاین طاق بازیچه رنگ
برآورد بازیچه روم و زنگ.نظامی.

جمله سازی با طاق بازیچه رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر آن بالغ نظر رحم است در قید جهان بودن که اوضاع جهان بازیچه اطفال می بیند

💡 کمترین بازیچه عشق جهان آشوب اوست آتش و بادی که از نیرنگ خاک و آب ریخت

💡 گرچه شد بازیچه موج خطر هر پاره اش کشتی طوفانی ما سیر از طوفان نشد

💡 نام برخی از بازی‌ها و بازیچه‌های سنتی ایرانی و اصطلاحات در بازی‌ها:

💡 به پیری گشته ام بازیچه طفلی تماشا کن ز شوخی زیر لب بر محرم و بیگانه می خندد

💡 کارها جز عشق بازی سربسر بازیچه بود زان دل ما در جهان جز عاشقی کاری نداشت