شست یازی

لغت نامه دهخدا

شست یازی. [ ش َ ] ( ص نسبی ) مقیاس طولی در قدیم. ( ازفرهنگ لغات ولف ). یعنی شست یاز که اندازه ای است: شست یازی کمند؛ یعنی کمندی که شست یاز طول آن است. یاز از یازیدن به معنی دراز کردن و کشیدن است: دیریاز؛ یعنی آنکه دیر می کشد، دوام می کند... یاز به معنی اندازه هم هست که طول دو بازوی باز است از سر انگشتان یک دست تا سر انگشتان دیگری. این اندازه را فرهنگها بازهم خوانده اند ولی یاز معقولتر بنظر می رسد با توجه به «گز» که قلب «گاف » به «یاء» معمول است ولی به «باء» معمول نیست. ( از فرهنگ لغات شاهنامه ):
برآمد یکایک به کاخ بلند
به دست اندرون شست یازی کمند.فردوسی.رجوع به شست یاز شود.

فرهنگ فارسی

مقیاس طولی در قدیم یعنی شست یاز که اندازه ایست شست یازی کمند یعنی کمندی که شست یاز طول آن است یاز از یازیدن به معنی دراز کردن و کشیدن است.

جمله سازی با شست یازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یازی چون دست و پا سوی عنان و رکیب رخش گهرپوش زیر، چتر مرصع زبر

💡 به دل در نداری همی تاب جنگ چه یازی به چاره به هر سوی چنگ

💡 بر فروغی ز جفا تیغ نیازی، یازی قصد یاران وفادار نداری، داری

💡 کرد از دل صافی برت این آب درنگ تا دست تو بوسد چو بدو یازی چنگ

💡 باز چون دست به شطرنج تفرج یازی ای ز دست تو طمع رقص‌کنان بر سر گنج

💡 ستاره دامن عصمت ز بیم درچیند چو دست حکم سوی جیب آسمان یازی

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز