رحمت امدن
مترادفها
برکت آمدن
متضادها
بلا آمدن، نحست، مصیبت آمدن
لغت نامه دهخدا
( رحمت آمدن ) رحمت آمدن. [ رَ م َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) یا رحمت آمدن بر کسی. رحمت آوردن. شفقت ورزیدن. مهربانی کردن. ترحم نمودن. رحمت نمودن: حاضران را بروی [حسنک ] رحمت آمد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 182 ).
خلق را رحمت همی آمد بر او
گرداو نظارگی بسیار شد.عطار.ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت. ( گلستان ). ملکزاده را بر حال تباه او رحمت آمد. ( گلستان ). سالار دزدان را بر او رحمت آمد. ( گلستان ).
خلق را بر نالش من رحمت آمد چند بار
خود نگویی چند نالد سعدی غمگین من.سعدی.چنانش بر او رحمت آمد ز دل
که بسرشت بر خاکش از گریه گِل.( بوستان ).و رجوع به رحمت آوردن شود. || باریدن باران. ( ناظم الاطباء ). آمدن باران. نزول باران. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( رحمت آمدن ) ۱ - رحمت آمدن کسی را بر دیگری شفقت ورزیدن وی بر او. ۲ - بخشودن وی او را عفو کردن وی او را. ۳ - آمدن باران نزول باران.
جمله سازی با رحمت امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 O در آيه قبل خداوند وعده داد كه در صورت جدائى زن و شوهر هر دو را از رحمت گسترده خود بى نياز مى كند.
💡 حمیدآباد، روستایی در دهستان سعدآباد بخش رحمتآباد شهرستان ریگان در استان کرمان ایران است.
💡 ((بگو اى بندگانم كه بر خود ستم كرده ايد از رحمت پروردگار ماءيوس و نااميدنباشيد)).
💡 علاوه بر اينكه لعن غير خدا در حقيقت درخواست از خداست كه او طرف را از رحمت خود دورفرمايد،
💡 مینوشد و شاهد برد و بوسه ستاند هر بنده که از رحمت یزدان بود آگاه