رجعت کردن

لغت نامه دهخدا

رجعت کردن. [رِ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مراجعت کردن. بازگشتن و واپس آمدن. ( ناظم الاطباء ). عودت کردن. برگشتن. بازگشتن. مراجعت کردن. معاودت کردن. بازپس آمدن: و لشکرهای جهان بر وی [ شاپور ] جمع شدند و رجعت کرد و طیسبون از للیانوس بازستد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 71 ). || ( اصطلاح نجوم ) بازگشتن کوکب از سیر طبیعی خود:
وگر رخصه یابد ز تو هست ممکن
که خورشید رجعت کند هم به خاور.خاقانی.و رجوع به رجعت شود.
|| بازگشتن امام پس از غیبت. رجوع به رجعت شود. || بازگشتن بسوی دنیا پس از مرگ:
همخانه شوی به مهد عیسی
رجعت کنی از اشارت جم.خاقانی.و رجوع به رجعت شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بازگشتن واپس آمدن برگشتن

جمله سازی با رجعت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين مقاله مى كوشد تا به اهميت و ضرورت رجعت به اصالت هاى قرآنى نگاهى دوبارهبيفكند.

💡 رجعت دهد حواس پراکنده را به مغز چون خاکها که باد بیکجای تل کند

💡 پی سپر کرده مراتب از طریق سلسله وز پی رجعت ره از سر سویدا کرده ای

💡 هرگه نوشته ام که در رجعتی بزن پاسخ شود که از تو شود این غرض بیان

💡 24 - گروهى به ادامه امامت عسكرى و رجعت او پس از رحلتش ‍ معتقد بودند.

💡 در سفر حفظ خدایت همعنان سایه صفت گاه رجعت با ظفر گیتی ستان خورشید سان

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز