لغت نامه دهخدا
دقیقه یابی. [ دَقی ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دقیقه یاب. نکته سنجی. باریک بینی. درک لطائف و نکت. و رجوع به دقیقه یاب شود.
دقیقه یابی. [ دَقی ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دقیقه یاب. نکته سنجی. باریک بینی. درک لطائف و نکت. و رجوع به دقیقه یاب شود.
عمل دقیقه یاب.
💡 پس از حکایت مجنون ز عشق و از غم لیلی کسی ندیده چو من تا کنون دقیقه دقیقه
💡 هر آنچه خون به دلم شد ز اشتیاق جمالت شد از دو دیدهٔ زارم برون، دقیقه دقیقه
💡 که را شهید نمودی به رهگذار، که ریزد ز تیغ ناز تو پیوسته خون، دقیقه دقیقه
💡 بهطور مثال، NFT دریافت مواد غذایی معادل با ۱ لیتر در دقیقه دارد در مقایسه با آن سیستم هواکشت ۱٫۵ میلی لیتر در دقیقه دریافت دارد.
💡 دست نزن جیزه مجموعه طنز آیتمی در ۵۲ قسمت ۲۰ دقیقهای به کارگردانی امیر غفارمنش میباشد که در سال ۱۳۹۳ به تولید رسید و از اردیبهشت ۱۳۹۴ از شبکه نسیم پخش شد. موضوع این مجموعه پیشگیری از اعتیاد است.
💡 اجرای رمانس شماره ۱، بهطور معمول، شش تا هفت دقیقه بهطول میانجامد.